بهار آمده یا رب چه رهن باده کنم؟!
مثال ماست که می گفت کودکی گریان
به مادرش که بگو من چه چیز می خواهم!
سلیم تهرانی
از آخرین غزلهای سال ۹۰
وقتی رسید سدِّ پر از خون، شکسته شد!
در آبیِ نگاه تو کارون شکسته شد
لیلای بی ملاحظه! سرگشته میشوی
در شهر عشق حرمت مجنون شکسته شد
دستانِ پینه بسته ی زن روبروی من...
آیینه شمعدانی خاتون شکسته شد
انگار سهم من همه ی خاطرات تلخ...
دیدی چگونه شاخه ی زیتون شکسته شد؟!
تعبیر می شود غم کابوس های نحس
دیوار، بغض، وسوسه! قانون شکسته شد
تا آمدی میان غزل غم درو کنی
در شعرهای تب زده مضمون شکسته شد!
" نرگس شمس "
و در پایان
زخم که می خوری خوب مزه مزه اش کن
حتما نمکش آشناست...!
پ.ن) سال نوإ همگی پیشاپیش مبارک...................![]()
دوباره باران گرفت!