این روزها لج کرده ام با روزهایی که

دائم تو را در ذهن من تکرار می کردند

اما برای دیدنت آیینه های من

این لحظه های خسته را انکار می کردند

 "این جا سکوتی بهتر از قلبم ندیدم من"

مثل کبوتر خسته أم از این همه پرواز

من با هراسی گوشه ی دامت نشستم تا

یک بار دیگر سایه أت روی سرم سنگین

یک بار دیگر بشکنی قلبِ منِ تنها

 "شاید دوباره قسمت تنهایی أم باشی"

حالا که عشقت باعث تنهایی من شد

حالا که پژمردند این گل های نرگس هم

تو ساکت و آرام اما چشم های من

دنبال چشمان ترک خورده ست با این غم

"حالا که صبرم سر شده دیگر نگاهم کن"

در دست های سرنوشم مانده أم مبهوت

دیگر نگاه سرد و سنگینی نمی بینم

حالا تو را گم کرده أم این روزها حتی

دیگر برای دیدنت این جا نمی شینم

"این بار هم تا آمدم محکم بگو برگرد"

این که مرا از کوچه های عشق می راندی

این که دلت پیش کسِ دیگر گرفتار است

اما هنوز از آتش قلبم خبر دارم

دیگر نگاهم بعد تو بیدارِ بیدار است

"دیگر سراغت را نمی گیرم برو خوش باش!!!!!!!!!!"